
استدراج! لغتی برای همیشگی کردن احساس گناه و عذاب وجدان
گرهگشایی از استدراج در آنتالیا شاید ترسناکترین واژهای که در درس دینی، در سالهای راهنمایی و دبیرستان یادگرفتم، واژهی استدراج بود! واژهای که در شادترین

گرهگشایی از استدراج در آنتالیا شاید ترسناکترین واژهای که در درس دینی، در سالهای راهنمایی و دبیرستان یادگرفتم، واژهی استدراج بود! واژهای که در شادترین

مقدمه به نظر من، آدمیزاد، از یک طریق، بی شک در مسیر سخت زندگی دوام می آورد و آن راهی نیست جز اینکه یک یا

در این جستار با اشاره به نمایشنامه “بالاخره این زندگی مال کیه” اثر برایان کلارک، به واکاوی احساس ترس پرداخته ام. ترسی که ریشه در ترس از بیماری و از دست دادن سلامتی بعد از چهل سالگی یا در اثر اتفاقی پیش بینی نشده دارد.

مقدمه شناخت حس سرگردانیِ ناشی از عدم تمرکز- نشانه ها نمی دانم چرا امروز نمی توانم تمرکزم را در مشتم بگیرم. مثل پسربچه ای نوپا،

در ادامه معرفی و واکاوی احساساتِ درونی، در اینجا به احساس سرخوردگی پرداخته ایم.

حسادت در معنای ساده یعنی چیزی را می خواهیم که دیگری دارد و ما احتمالا نداریم و یا کمترش را داریم! اما در درون، ،خود را لایق چیز بهتر می دانستیم، حال آنکه چیز بهتر در کفِ ما نیست و در کفِ آن دیگری است!

خودشناسی، خیلی سخت تر و پیچیده تر از داستانی است که در موردش گفته می شود. برای خیلی ها، بیشتر سرگرمی است تا یک هدف! سرگرمی برای گفتن حرفهای مشترک و شعاری! برای بررسی، نقد و آنالیزِ دیگران! مسیر سخت و واقعی خودشناسی آنجایی شکل می گیرد که آدم شجاعت پیدا می کند تمام دوربین ها را به سمت خودش بچرخاند و خودش را از زوایانی گوناگون و از دریچه های مختلف ببیند!

داستان چه بود؟ دیروز بین مدیرعامل شرکت و مدیر پروژهی تونل زِمِرینگ بحث تقریبا شدیدی پیش آمد. صدای بحث تا اتاق ما هم می آمد.