بلاگ

  • دنیای خاکستری پروا، قهرمانِ کتاب “کارت پستال”

    فرق زیادی است بین “ترک شدن” و “ترک کردن”! پروا قهرمان داستان کارت پستال زنی است که ترک شده است و در طول ۲۶۴ صفحه کتاب شرح تلاش های قهرمان داستان برای رهایی از این حس ترک شدگی است. نوعی رهایی که او بارها فکر می کند به آن رسیده و دیگر آزاد شده است، […]

  • بازگشت ماهی های پرنده

    خیلی وقت بود که خواندن کتابی اینچنین من را از خود بی خود نکرده بود.  رمان “بازگشت ماهی های پرنده”  جوردیگری در اعماق وجودم جایش را پیدا کرد و دوباره عطشِ رمان خواندن را برایم زنده کرد. زنده شدنِ میل شدیدِ بردنِ  یک کتاب همه جا با خودم، توی اتوبوس، زیر بالشت، توی کیف دستی! […]

  • پازل همبرگری که هیچوقت کامل نشد

    از شمردن ساعتهای کاری دست می کشم. ترجیح می دهم به جای افزایش ساعتهای کاریِ ماه اکتبر و یا فکر کردن به اسباب کشی و جادادنِ بقیه وسایل در کارتن، شروع به ساختنِ پازلِ جزیره سنتورینی کنم. اسم این پازل را در ذهنم “هوم آفیس در کرونا” و یا “آخرین اسباب کشی” خواهم گذاشت. هنوز […]

  • کرونا با من، زندگی و دیدگاهم چه کرد؟ (روزنوشت)

    روزهای کرونایی روز نوشت ششم: دیشب بعد از شش روز سرشاخ شدن با ویروسِ کوچکِ بدقلقِ کرونا، بالاخره وحشت مثل یک رنگ سیاه، به رنگهای گوناگون ذهنم نفوذ کرد و شکی هم نیست که همیشه رنگ سیاه، رنگ غالب و پیروز است. در این شش روز نفهمیدم که نقش دو دوز واکسن فایزر ای که […]

  • مادری که کرونا می گیرد!

    شاید هنوز دهانم را بازنکرده، بعضی به من بگویند، تو دیگر چرا می نالی! شماها که واکسن زدید! شماها که راحتید اونورِ دنیا! بله! ما واکسن زدیم، فایزر هم زدیم، دو نوبت هم زدیم، شیک و ترو تمیز هم زدیم! اما من کرونا گرفتم! شاید کرونای ترسناک نه، اما به هر حال قرنطینه ام، به […]

  • هفت خوان مهاجرت: چالش هایی که هر مهاجر با آنها دست و پنجه نرم می کند!

    خواندن این نوشته برای چه کسی مفید است؟ برای افرادی که مهاجرت کرده، یا قصد مهاجرت دارند. برای آدمهایی که درصدی از کمالگرایی در وجودشان هست و در نتیجه به زندگی پر دستاورد علاقه دارند! صفاتی که گفتم اگر در شماهم هست، شما فردی هستید که گاه و بیگاه از مقایسه خودتان با دیگران و […]

  • شروع نوشتن فصل چهارم تز: فصلی که دوست دارم کمی آرام تر و کول تر زندگی کنم!

    فصل جدید تزم شروع شده و پروفسوری که من فکر می کنم کمی وسواسی هم باشد، دراصلاح فصل سوم همچنان گیر کرده است. ناراحتم می کند، اما سعی می کنم در خودم همه چیز را حل کنم. شبیه آب مقطر شده ام! همه چیز درونم حل می شود. یکشنبه است. خواهرم ایران است و به […]

  • فصل جدید مادری: فصل خداحافظی با حواشی و تمرکز بر ارزشها و اصول

    مقدمه حدود شش ماه پیش بود که از من فقط مادری نالان باقی مانده بود. مادری که به هیچ کاری نمی رسید، تلاش زیادی می کرد اما به آن چیزهایی که می خواست نمی رسید. در آن فصل زیاد نوشتم! همه چیز با غر زدن ها و ناله هایم شروع شد. تا اینکه یک روز […]

  • دلنوشته: در دروانِ کرونا تا می توانید جاروبرقی بکشید!

    صدای جاروبرقی همدم همیشگی این روزهایم شده است. شنیدن صدای جمع شدن خورده  نان ها، بیسکویت و مانده برنج های سفت شده پسرم از زیر صندلی غذا، با آن نوای دل انگیز و رهسپار شدنشان در کیسه جاروبرقی، از هر موسیقیِ آرامش بخشی اثر گذارترند. لااقل حس می کنم چقدر مفیدم! چقدر خوب که این آشغالها […]

  • راهکارهای کوتاه وساده برای غلبه بر بیحوصلگی در دوران کرونا

    سلام این متن در ادامه متن “بیحوصلگی در دوران مادری و راههای غلبه بر آن” نوشته شده و قرار است که راهکارهای عملی زندگی خودم و بقیه دوستانی که متن هایشان را به گروه واتس اپی روزنگاری های مادران در کرونا  ارسال کرده اند، را اینجا با شما به اشتراک بگذارم. اگر متن قبل را […]

طراحی و پشتیبانی : ف.کوثری